X
تبلیغات
شکار و طبیعت سنندج

درود..

هفته گذشته زدیم بیرون..2 نفری با فامیل دور..انگار خاک مرده پاشیده بودن تو رودخونه ها..هیچی نبود..هیچی..یه جا چند تا خر کفـــــــــتر دیدیم..یه شماره 2 انداختم..پر آسمونو پر کرد و اما هیچی..بیخیال شدیم و مسیر رو کلا عوض کردیم و رفتیم جایی که همیشه مرغابی داشـــت..داشتیم ترکیب میچیدیم..که دیدم کوه روبرو اومد پایین و بعدش صدای انفجار وحشتناک..عملیات سد سازی و اینجور چیزا،خدایی خیلی خوف و بود و هرچی پرنده و چرنده بود گرخید و نزدیک بود گراز لت و پارمون کنه..ما موندیم و مرغابی های تو هوا و مسیر ناکجا..این وسط یه خوتکا از جلوی ما رد شد و درشت هم بود انصافاً..خلاصه روزی همین بود..یعنی قحطی مرغابی بود و اصلا شکار سر تیـــــــــر نیومد..اونیم که اومد و تیری شد،معلوم نشد کجا رفت افتاد..تقریبا 9 ساعت بیرون بودیم..در کل خسته کننده بود ولی تا دوستان هستن آدم احساس خستگی نمیکـــــــنه..

یا علی


برچسب‌ها: انفجار , خوتکا , مرغابی

تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392 | 13:5 | نویسنده : مرتضی |
سلام..

با عرض پوزش به خاطر تاخییر در بروز رسانی وب،هفته گذشته رو یه ماموریت بهم خورد اونم شهرهای شمال غربی و درگیر برف و بوران شدیم و کلی ماجرای دیگه که امیدوارم هیچکی تو راه نمونه..خلاصه این هفته یه موقعیت دست داد تا با چند تا از دوستان یه سری به بیابون بزنیم و قاعده کلی سفر رو بر پایه تفریح گذاشتیم و شب قبلش حسابی لوازم خورد و خوراک رو ردیف کردیم و یه سایپــــا خوراکی ریختیم تو پراید..بعد از گشت گزار ساعت 11 اینا بود که بچه ها نــــــدا دادن که گشنگی بر همه چیره گشته و منم به تبعیت به سمت جایی که یاد داشتم روندم و یه جایی که باد کمتری میوزید رو انتخاب کردم و داشتم وایمیسادم که جناب فامیل دور(پسر عمه) گفت کله سبز کله سبز و چون نزدیک رودخونه بودیم یه کم شک کردم ،ولی جریان آب تند بود و احتمال میدادم اشتباه دیده باشه..خلاصه آروم پیاده شدم و بی هوا رفتم رو سرشون،40 ،50 متری فاصله بود که 2 تا کله سبز هوایی شدن..یکی که همون جا کله شد و اونیکی هم که نر و درشت هم بود پاهاش آویزون شد ولی ادامه داد و رفت..خلاصه تا 1 ساعت فامیل دور حاشیه رودخونه رو گشت و چیزی پیدا نکرد..مام نشستیم که غذای ایتالیانو والدیگرانو درست کردیم و زدیم تو رگ و بعد کلی بگو بخند و دنبال یه جفت شغال دویدن مسیر رو کج کردیم سمت خونه و 4 بعد از ظهر رسیدیم خونه..

روز خوبی بود..ولی سرمای هوا به حدی بود که با تابش مستقیم افتاب هم هیچ جوری گرم نمیشدیم..از دماغ های سرخ و ورم کرده مشخصـــــــــه درجه خلوص هوا..

یا علی


برچسب‌ها: تفریح , سرما , برف , کله سبز , دوستان

تاريخ : یکشنبه بیستم بهمن 1392 | 11:2 | نویسنده : مرتضی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.