سلام

با عرض پوزش از تمام دوستانی که من رو این مدت یاری میکردن و همیشه هوای من رو داشتن چون مشغلم زیاد هست و مدام در حال سفر هستم تا یه مدت نمیتونم وب رو به روز کنم..امید وارم که موفق باشید..

امید وارم به زودی بتونم در خدمت شما دوستان باشم..



تاريخ : یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393 | 8:9 | نویسنده : مرتضی |

درود..

هفته گذشته زدیم بیرون..2 نفری با فامیل دور..انگار خاک مرده پاشیده بودن تو رودخونه ها..هیچی نبود..هیچی..یه جا چند تا خر کفـــــــــتر دیدیم..یه شماره 2 انداختم..پر آسمونو پر کرد و اما هیچی..بیخیال شدیم و مسیر رو کلا عوض کردیم و رفتیم جایی که همیشه مرغابی داشـــت..داشتیم ترکیب میچیدیم..که دیدم کوه روبرو اومد پایین و بعدش صدای انفجار وحشتناک..عملیات سد سازی و اینجور چیزا،خدایی خیلی خوف و بود و هرچی پرنده و چرنده بود گرخید و نزدیک بود گراز لت و پارمون کنه..ما موندیم و مرغابی های تو هوا و مسیر ناکجا..این وسط یه خوتکا از جلوی ما رد شد و درشت هم بود انصافاً..خلاصه روزی همین بود..یعنی قحطی مرغابی بود و اصلا شکار سر تیـــــــــر نیومد..اونیم که اومد و تیری شد،معلوم نشد کجا رفت افتاد..تقریبا 9 ساعت بیرون بودیم..در کل خسته کننده بود ولی تا دوستان هستن آدم احساس خستگی نمیکـــــــنه..

یا علی


برچسب‌ها: انفجار , خوتکا , مرغابی

تاريخ : سه شنبه ششم اسفند 1392 | 13:5 | نویسنده : مرتضی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.